تبليغاتX
غم عاشقان!!!


غم عاشقان!!!

به نام انکه اگر حکم کند ما همه محکومیم

سلام دوستای خوبم این اپو رو که میزارم برا اینه که نفسم بخونه

 

باید بروم

باید بروم نه بخاطر اینکه تو مرا دوست نداری بخاطر عشقی که در قلبم به تو دارم

باید بروم تا عشقم به تو جاودانه بماند

باید بروم تا اگر لایقت بودم تو نیز عاشقم شوی

باید بروم تا تو نیز همچون من در تمام نفس هایی که میکشی مرا انتخاب کنی

باید بروم تا رویا هایم برای همیشه مقدس بمانند به امید روزی که رویا هایم با وجود تو در کنارم تحقق یابد

باید بروم تا ازین عذاب آب و آتش رها شوم

اگر این اعتراف به ضعف من است،آری من در برابر تو کوچک و بی اراده ام

آری من تاب دوری ات را ندارم,اگر خودخواهیست بودن و رسیدن به تو من خودخواهترینم

از من نخواه بمانم و فقط نظاره ات کنم،نخواه که تورا با دیگری ببینم دم نزنم،نخواه تصور عشق تو به دیگری مرا در وجودم بشکند،به حرمت عشق هم که شده از من نخواه به غیر از بودن با تو فکر کنم،بخدا من تاب اینهمه درد را باهم ندارم،همین دوری ات برای مجنون کردنم کافیست لیلی من.

من خسته ام ازین همه دوری؛ازین سراب ها؛ازین بی مهری ها؛ازین خود خوری ها؛ازین در خود شکستنها؛ازین سکوت و درد؛ازین خفه کردن های مداوم عشق و احساسم؛خسته ام معبود من،میفهمی؟

کاش میفهمیدی چقدر دیوانه وار چشم براه تو مانده ام؛چه روز ها و شب هایی که یادت را در خاطر زنده کرده ام،باهم زندگی کردیم،باهم ماندیم و ساختیم و عاشقی کردیم.

خسته ام ازین همه انتظار و خیال،خسته ام از این تنهایی و زیستن با یاد تو.

من اینک نیازمند تو ام،اینک تورا میخواهم؛میترسم از روزی که اینقدر در خیالت غرق شوم،اینقدر دور شویم که خیال بودن باتو را بیشتر از بودن با خودت باور کنم و ترجیح دهم.مرا دریاب که رگ های وجودم اینک تشنه محبت توست.

با قلبی شکسته و لبریز از عشق رهایت میکنم به انتظار روزی که بخوانی مرا به سمت خویش،مرا بخواهی همانگونه که من تورا از خدایم طلب کردم ؛عهد عاشقی و سوختن ببندی همانگونه که من بستم.

تکلیف من عاشقی بود که عاشقت شدم اینک تکلیف توست که معشوقی کنی برای عاشق همیشگی ات.

و اگر

غیر ازین خواستی عشقم را بخاطر بسپار و وجود خاکیم را برای همیشه به فراموشی بسپار محبوب من.

 

 

پسورد اینم اسم خودمه باز مثل قبلی


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/07/01ساعت 9:9 بعد از ظهر توسط عشق| |

سلام دوستای خوبم شاید این اپ اخرین اپم باشه اخه

روزی که این وبلاگو درست کردم واسه کسی درست

کردم که هم همه چیزش بودم هم همه چیزم بود اما

 الان نه برعکس شده یعنی برا اون  برا من همونه که بود.

فقط یه چیز ازتون میخوام برام دعا کنین میخوام بهونه رفتنمو

بذارم شکست عشقی که واقعانم همینه شکست اما

 شکستی که شاید تا پای خیلی چیزام بره حتی وجود

خودم که برا خودمم چند وقته سنگینه شاید تا پای اونم بره

 

lqm0500yku5h240k337.jpg

 

پسورد اینم مثل قبلیه اسم خودم به انگلیسی

                 اگه یادت باشه


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/06/27ساعت 2:36 قبل از ظهر توسط عشق| |

پارسال بااو زیرباران راه میرفتمامسال راه رفتن او را بادیگری در زیر باران اشکهایم دیدمشایدباران

پارسال اشکهای فرد دیگری بود


ارزو دارم روزهایی که پیش رو داری اغاز روزهایی باشد که ارزو داری................ 

نوشته شده در 90/06/17ساعت 0:16 قبل از ظهر توسط عشق| |

روزی آمد که دل بستم به تو،از سادگی خویش دل بستم به قلب بی وفای تو
روزها میگذشت و بیشتر عاشقت میشدم، یک لحظه صدایت را نمیشنیدم غرق در گریه میشدم
روزی تو را نمیدیدیم از این رو به آن رو میشدم!
گفتی آنچه که میخواهم باش ، از آنچه که میخواستی بهتر شدم
گفتی تنها برای من باش ، از همه گذشتم و تنها مال تو شدم
روزی آمد که من مال تو بودم و تو عاشق کسی دیگر
اینک تنها اشک است که از چشمان من میریزد
تنها شده ام ، باز هم مثل گذشته همدم غمها شده ام
راهی ندارم برای بازگشت ، به یاد دارم شبی دلم تنها به دنبال ذره ای محبت میگشت
نمیپرسم که چرا مرا تنها گذاشتی ، نمیپرسم که چرا قلبم را زیر پا گذاشتی
میدانستم تو نیز مثل همه …
نمیبخشم تو را …

نمیبخشم تو را ، این تو بودی که روزی گفتی با دنیا نیز عوض نمیکنم تو را
دنیا که سهل است ، تو حتی نفروختی به کسی دیگر مرا
مثل یک جنس کهنه ، دور انداختی مرا!
نمیدانستم برایت کهنه شده ام ، هنوز مدتی نگذشته که برایت تکراری شده ام
"" نمیبخشم تورا""

تو نبودی لایق من ، تو نبودی عاشق من ، میمانم با همان تنهایی و  غم

تو را نمیبخشم ، و اینک روزی آمده که به خاطر تو حتی نمیریزد یک قطره اشکم!

 

 v47rc4hzv4udihvzcp.jpg

این ادامه مطلب مال عزیزمه که اگه روزی رفتو خوندش بفهمه حرف دلمو

پسوردش اسم خودمه به انگلیسی اومدی برو بخون

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/06/04ساعت 3:37 قبل از ظهر توسط عشق| |

سلام دوستای خوبم خوفید؟؟؟

این اپو که گذاشتم اول یه شعرو عکسه بعد واسه تموم عاشقاس

اما البته اگه با خوندنش گریشون نگیره بدونن عاشق نیستن

 

q034n2y1tjd7fu3421m.jpg

تا تو رفتی همه گفتند


که از دل برود هر که از دیده برفت


ودر آن لحظــــه ی ناباوری و غصـــه ی من خندیدند. . .


و تو ایـــــــ کاش میدانستی که در این تنگ بلور شفاف


ماهی ســــــرخ تو زندست هنوز...


ودر این کلبه ی سرد. . . یادگار تو به جاست


و تو ای کاش می آمدی و می دیدی


"که از دل نرود هر که از دیده برفت".

                                  ----------------------------------------------------

 

اینو میگن عشق واقعی

 

 

یك موی فقط فاصله دارم با مرگ زیباست میان چشم تو اما مرگ بگذار هیشه با تو باشم زیرا تصمیم من اینست كه یا تو یا مرگ...

 

شب عروسیه، آخره شبه ، خیلی سر و صدا هست. میگن عروس رفته تو اتاق لباسهاشو عوض کنه هر چی منتظر شدن برنگشته، در را هم قفل کرده. داماد سروسیمه پشت در راه میره داره از نگرانی و ناراحتی دیوونه می شه. مامان بابای دختره پشت در داد میزنند: مریم ، دخترم ، در را باز کن. مریم جان سالمی ؟؟؟

 

 


ادامه مطلب
نوشته شده در 90/05/02ساعت 1:31 قبل از ظهر توسط عشق| |

سلام دوستای خوبم

مرسی که بهم سر میزنین امید وارم از اپ جدیدم

خوشتون بیاد میخوام با نظرهای خوبتون کمکم کنین

که بهترین باشم مثل خودتون شاید اپ بعدیم یه کم

طول بکشه اخه باید واسه کنکور بخوانم ولی شماها

سر بزنیین من همیشه نظرهای خوبتونو میخونم

***مرسی از همتون***


مطمـئن باش

  که خداوند تو را عاشقانه دوست دارد... چون در هر بهار برایت گل می فرستد و هرروز صبح آفتاب را به تو هدیه می کند. پروردگار هستی با این که می تواند در هر جائی از دنیا باشد ، قلــب تو را انتخاب کرده و تنها اوست که هر وقت بخواهی چیزی بگوئی گوش می کند

ukv77yb7rkylq4nwiec4.jpg

عشق مرگ نيست زندگي است. سخت نيست عين سادگي است. عشق عاشقانه هاي باد و

گندم

است . اولين پناهگاه کودکي آخرين پناهگاه آدم است. زندگي زيباست حتي اگر کور باشي ؟ خوش

آهنگ است حتي اگر کر باشي مسحور کننده است حتي اگر فلج باشي؟ اما بي ارزش است اگرثانيه اي

 عاشق نباشي اگر مي دانستي دل ترک خورده ي من با ياد چشمان باراني ات شکسته تر

 مي شود

 هيچ گاه به من پشت نمي کردي اگر مي بيني کسي به روي تو لبخند نمي زند علت را در لبان فرو

بسته خودت جستجو کن

nugnl5uee4ozlliq7m1.jpg

دوستی قطره اشکی است که در معبد عشق

             هر کجایش بچکد مهرو وفا میروید

زغم کسی اسیرم که زمن خبر ندارد

                       عجب از محبت من که در او اثر ندارد

غلط است هرکه گویددل به دل راه دارد

                     دل من ز غصه خون شدو دل او خبر ندارد

 

icmmrlt8dmojjx0zwlgg.jpg

نوشته شده در 90/03/09ساعت 2:44 قبل از ظهر توسط عشق| |

در حسرت دیدار تو اواره ترینم

p22352s82qob9p02drem.jpg

خدایا

خوشبختی را دیروز به حراج گذاشتن

 حیف که من زاده ی امروزم

خدایا

جهنمت فرداست

پس جرا من امروز میسوزم

qbf2o3icqhb15cesdplu.jpg

دلم از نام خزان میلرزد

 

نوشته شده در 90/03/01ساعت 1:54 قبل از ظهر توسط عشق| |

وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشی" صدا می کرد .
به موهای مواج و زيبای اون خيره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به اين مساله نميکرد .
آخر کلاس پيش من اومد و جزوه جلسه پيش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :"متشکرم "و از من خداحافظی کرد

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

تلفن زنگ زد .خودش بود . گريه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از  2  ساعت ديدن فيلم و خوردن  3  بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : "متشکرم " و از من خداحافظی کرد

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

روز قبل از جشن دانشگاه پيش من اومد. گفت : "قرارم بهم خورده ، اون نميخواد با من بياد" .
من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بوديم که اگه زمانی هيچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلی خوبی داشتيم " ، و از من خداحافظی کرد

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

يه روز گذشت ، سپس يک هفته ، يک سال ... قبل از اينکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصيلی فرا رسيد ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلی ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشی دنيا هستی ، متشکرم و از من خداحافظی کرد

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج ميکنه ، من ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگی جديدی شد. با مرد ديگه ای ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوری فکر نمی کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدی ؟ متشکرم"

ميخوام بهش بگم ، ميخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط "داداشی" باشم . من عاشقشم . اما... من خيلی خجالتی هستم ..... علتش رو نميدونم .

سالهای خيلی زيادی گذشت . به تابوتی نگاه ميکنم که دختری که من رو داداشی خودش ميدونست توی اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختری که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزی هست که اون نوشته بود :
" تمام توجهم به اون بود. آرزو ميکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به اين موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من يه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما .... من خجالتی ام ... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.

ای کاش اين کار رو کرده بودم ................. با خودم فکر می کردم و گريه !

اگه همديگرو دوست داريد ، به هم بگيد ، خجالت نکشيد ، عشق رو از هم دريغ نکنيد ، خودتونو پشت القاب و اسامی مخفی نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتی تر و عاشق تر باشه...

نوشته شده در 90/02/30ساعت 1:16 قبل از ظهر توسط عشق| |

نمیتونم    خدایا  ،   دیگه   بسه          شکسته  این  دل  زارم ، شکسته

به  زیبائیت  قسم  طاقت  ندارم           دلم میخواد به صحرا سر بزارم

به جائی که  کسی  من رو نبینه          که راحت اشک ، رو گونم بشینه

بگو آخر خدا یا  من  چه  کردم          چه  کردم  که سراسر اه و دردم

نخو استم  آرزوئی   من  ز دنیا          خوده  دنیا  به  من  داد  آرزو را

خودش تخم محبت تو دلم کاشت         چرا پس یک دفه ازریشه برداشت

نخواست من آرزویی داشته باشم        چرا  دنیا  می خواد  از هم  بپاشم

دیگه من هیچی ازدنیا نمی خوام         دلم  میگه ، دیگه  همرات نمی یام

می گه خستم ز دنیا، خیلی خستم        میگه این بار دیگه بد جور شکستم

میگه چون آرزوم رفت ورها شد       حالا  که  از غم  و قصه  سوا  شد

حالا که من شدم زخمی  و پاره         نمی تو نم  بیام  همرات  دو با ره

 میرم  همراهه  عشقه  نابه  دنیا         می رم هر جا  بره همراش خدایا

دلم پر پر شد  و با  آرزو رفت         چرا اومد ، چرا تنهام گذاشت رفت 

نوشته شده در 90/02/30ساعت 0:4 قبل از ظهر توسط عشق| |

 

خدایا سلام

خوبی؟

راستش یه چیزی ازت میخواستم

نترس واسه خودم نمیخوام کرکره رو نبند قربونت برم میدونم باهام کاری نداری

واسه کسای دیگه میخوام

واسه این الان میخوام دعا کنم چون قلبم پرغصه ودرده

میدونم با این چشمای پر اشک و قلب پر غصه اگه واسه هر کسی دعا کنم مستجاب میشه

واسه شخص خاصی دعا نمیکنم

میخوام واسه همه عاشقای دنیا دعا کنم

خدایا هر جای دنیا که دو تا قلب به خاطر هم میزنه اون عاشقا و قلبهاشونو بهم برسون

خدایا نزار کاخ آرزوها و رویاهای هیچ دو عاشقی خراب بشه

خدایا من میدونم خراب شدنش تا کجای قلب آدمو میسوزونه پس واسه هیشکی نخواه

خدایا من میدونم عاشقایی که از هم دورن چون دورن مجبورن توهم بزنن 

 تو توهماتشون هم زندگی و رویاپردازی میکنن

 خدایا به حق اسم رحیمت رویاهاشونو به واقعیت تبدیل کن

خدایا دستایی که تشنه گرفتن همدیگه هستن رو بهم برسون

خدایا نزار چشمای عاشقایی که در حسرت دیدار هم هستن بدون دیدار هم به زیر خاک بره

خدایا کمک کن که همه عاشقای دنیا حتی شده واسه یه بار از لبهای هم بوسه بچینن

خدایا به همه عاشقا کمک کن حتی اگه شده واسه چن دقیقه گرمی آغوش همو حس کنن

خدایا از ته قلبم دعا کردم

اگه این دعای من بگیره و دو تا عاشق تو هرجای دنیا بهم برسن من دشتمو کردم و

 شکرت میکنم

نوشته شده در 90/02/30ساعت 0:1 قبل از ظهر توسط عشق| |


Design By : Night Skin